ايران امروز

دانستن حق مردم است

ايران، ايستگاه بعدي

فربد طلايي – یکشنبه 31 شهریور 1387 [2008.09.21]

talaee.jpg

اظهارات ايمن الظواهري مرد شماره دو القاعده در سالروز واقعهء تروريستي يازدهم سپتامبر اين بار از جنس و نوع ‏ديگري بود و در سخنان وي، ايران و رهبري مذهبي و سياسي آن آيت الله خامنه اي هدف اتهامات خطرناکي قرار ‏گرفت. در ادامه ماجرا، اين سايت رسمي القاعده بود که اظهارات ظواهري را با جمله اي نگران کننده تکميل و در ‏مطلبي، حملهء القاعده به ايران را قبل از حملهء آمريکا پيش بيني کرد. ‏

جهت گيري اخير القاعده در خصوص ايران از بسياري جهت حائز اهميت است. ايران به ناگاه در صدر ليست دشمنان ‏القاعده جاي نگرفته است و نمي توان فقط با استناد به موضوع اختلافات مذهبي اين روند تهديد آميز را تحليل کرد. بهتر ‏است موضوع، از زوايايي ديگر نيز مطالعه شود.‏

نگارنده معتقد است، مجموع سياستها و فعاليتهاي نظامي و امنيتي حکومت ايران در دو کشور عراق و افغانستان در ‏سالهاي گذشته از “پيچيدگي بسيار” رنج مي برد. گرچه استراتژيست هاي امنيتي ايران موفق شدند در يک رفتار فعالانه ‏و چند لايه، هم زمان هم توان عملياتي آمريکا و متحدان محدودش را به چالش بگيرند و هم شرايط گفتگو و معاملهء ‏سياسي براي ديپلمات هاي ايراني را بيش از هر زمان ديگر فراهم آورند اما به نظر مي رسد ارزيابي کاملي از عواقب ‏شکست حريف خود نداشته باشند. ‏

تثبيت سياسي و امنيتي عراق در ماههاي پاياني حکومت آمريکا تا حدودي مديون سياست گفتگو با ايران مي باشد. از ‏آنجايي که روح و روان حاکمان کاخ سفيد، در بند تدبير مرداني چون “قاسم سليماني” فرمانده سپاه قدس، گرفتار آمده ‏است، آبروي استراتژيست هاي جنگ پنج تريلياردي پنتاگون درآرامش شبهاي بغداد، “مي بايست ” به هر حال، دوباره ‏احيا شود. ‏

امنيت عراق گرچه از ابتدا نمي توانست توسط حکومتهاي همسايه جدي گرفته نشود اما فرصت بازي مهمي را که پديد ‏آمده بود نيز نمي شد ناديده گرفت. کشورهاي قدرتمند منطقه چون ايران، عربستان و ترکيه در کنار ديگر کشورهاي ‏دست پايين تري چون اردن، سوريه و امارات همگي کوشيدند تا در جغرافياي سياسي جديد حضوري پر رنگ تر داشته ‏باشند و با يارگيريهاي خود شرايط ريسک امنيتي شان را تغيير دهند.‏

‏ التهاب جنگ و دشمني با القاعده، عراق را به ميدان نبردي مبدل ساخت تا توان عملياتي او در محيطي مشخص گرفتار ‏آيد. يارگيريهاي عربستان و تمام ليگ عرب در اردوگاه آمريکا، محيط زيست القاعده را محدود به کوهستانهاي مرزي ‏بين افغانستان و پاکستان نمود.‏‎ ‎القاعده عاجز از ادامه کار درعراق نهايتاً ميدان مبارزه را از دست رفته مي بيند و از اين ‏رو به جستجوي ميدان ديگري مي گردد. ‏

حاکميت امروز ايران در مواجهه با تهديدات نظامي ديگر دول خارجي تا به امروز از هيچ تلاشي فرو گذار نکرده و در ‏قالب يک استراتژي چند بعدي کار بسيار دشواري را به انجام رسانده است‏‎ ‎اما‎ ‎آنچه موجب نگراني است کم توجه اي ما ‏به قابليتهاي القاعده به عنوان خطري جدي در همسايگي است. القاعده به عنوان يک سازمان تروريستي شناخته شده در ‏عصر حاضر، محصول بي دقتي عده اي از استراتژيست هاي پنتاگون مي باشد که بعد از انقضاي تاريخ مصرف ‏مجاهدت مسلمانان متعهد و اصولگراي جمع شده در جنگ افغانستان بر عليه شوروي، دليلي براي استمرار حمايت خود ‏از آنان نيافتند و از اين رو ده ها هزار مرد رزم ديدهء محصور در اسلحه و ادوات پيش رفته را به حال پريشان خود ‏رها ساختند. ‏

القاعده چاقويي است با دو لبه تيز، که توانايي بريدن دست دوستان ديروز و دشمنان امروز خود را دارد. اين ساختار ‏خطرناک تروريستي، اکنون ديگر توان عملياتي خود را تا حد بسيار زيادي در اروپا و آمريکا از دست داده است وبراي ‏تداوم حيات شوم خود نيازمند بستري است با شرايط ساده تر و البته قابل دسترس تر.‏

ايران گرچه بحران و تهديدات نظامي حاصل از موضوع هسته اي را تا حد قابل قبولي کنترل وخطر حملهء اسرائيل و ‏آمريکا را عملاً درحد يک پيش بيني مطبوعاتي تقلبل داده است اما بايد صراحتاً متذکر شد که خطر از نوع ديگرش در ‏کمين است که از بسياري جهات از جنگ کلاسيک با کشوري مشخص زيان بارتر مي باشد. ‏

موضوعاتي از قبيل بالا گرفتن شعارهاي مذهبي “شيعيان” در منطقه و ناخشنودي عربستان و ليگ عرب وعدم ‏کاميابي آمريکا و اروپا در سياستهاي هسته اي ايران در کنار کينهء اسرائيلي ها از حمايت ايران در جنگ سي و سه ‏روزه لبنان همگي دلايل خوبي مي باشد تا شايد دشمني ها با القاعده، اين اسلحهء مرگبار به سرانجام دوستي دوباره بي ‏انجامد. شايد از همين روست که القاعده با جسارت بيشتري پا به ميدان مي گذارد و در روياي استمرار حياتش دل به ‏محبت دشمنان حکومت ايران بسته است. ‏

حاکميت ايران بايد شديداً و به جد مراقب جبههء القاعده باشد. رفتار ناشيانهء بعضي از مسئولين امنيتي در فراهم آوردن ‏شرايط تردد آزادانهء تعدادي از اعضاي شوراي القاعده در خاک کشور و اسکان آنها در قم به واقع شرايط مطالعهء ‏نقاط حساس کشور را براي حملات تروريستي ممکن ساخته است. ‏

مرزهاي شرقي بشدت نيازمند مراقبت مي باشد. تهران، قم، اهواز، سنندج، شيراز و مشهد مي تواند هدفهاي دورهء اول ‏حملات باشند و اماکني از قبيل فرودگاهها، ايستگاههاي اصلي قطار، ميادين پر رفت و آمد و بعضي از ساختمانهاي ‏حکومتي بدون شک در خطر بمب گذاري هستند.‏

اين تهديدات جدي و بسيار محتمل است. القاعده اسلحه اي است خطر ناک که مي تواند هرروز در خدمت عده اي باشد. ‏تاثيرات مخرب فعاليت القاعده در اقتصاد پريشان و آسيب پذير ايران که زير بار تحريمها دست و پا مي زند مي تواند ‏هزاران بار مخرب تر از هر حملهء نظامي ديگر ارزيابي شود و حملات جست و گريختهء تروريستي آخرين چيزي ‏است که ما مي توانيم براي اين شرايط بحراني انتظار داشته باشيم. ‏

متاسفانه بر اثر بي دقتي بسياري از ارزشهاي ملي در مواجهه با قدرت مذهب و تاکيد آشکار مذهبيون به ارزشهاي ‏مذهبي تحقير شده است. مباني نظري اين التزام در ساختار جامعه روشنگر سياسي، ادبي و فلسفي حتي نزد مخالفين ‏نظام نيز بي اهميت جلوه داده شده است و از اين رو نمي توان خيمه ترک خوردهء ملي گرايي را نيز در شرايط سخت ‏به مدد گرفت. از سوي ديگر قومهاي موجود در کشور در پي رانده شدن از مدار قدرت و حاشيه نشيني طولاني ديگر ‏نمي توانند مبناي اتکا باشند و خود مي روند تا قرباني بازي از پيش طرح شده اي باشند. تمام اين حوزه ها در صورت ‏بروز نا امني در کشور مسير از هم پاشيدگي ساختار نيمه منسجم جامعه خواهند بود و تاب و توان مقاومت در مقابل ‏وحشت را به سرعت از دست خواهند داد.‏

بايد اميدوار بود تا در اندک زمان باقي مانده آگاهان و دلسوزان مردم و نظام سياسي در يک رفتار حکيمانه و جمعي ‏اولويت امنيت مردم و کشور را مقدم شمارده و به سرعت سياستهاي بحران زا را متوقف سازند. ‏

اگر خوش بينانه بپذيريم که خانواده هاي سياسي موجود در ساختار حاکميت همگي مسئوليت درک بحران را از خود ‏بروز دهند و اولويت دست يابي خود را به قدرت بر امنيت عمومي کشور ارجح قرار ندهند و از طرف ديگر گروههاي ‏منتقد و مخالف دولت و يا نظام اسلامي در ايران در دکترين خود ايران را مقدم بر مخالفت با نظام بدانند مي توانيم ‏اميدوار باشيم که محاسبات دشمنان ايران بي نتيجه بماند و جان و مال و آبروي ايراني از شر گروههاي تروريستي بدور ‏بماند. ‏

حفظ کشور از خطر قريب الوقوع حملات تروريستي القاعده نبايد فقط وظيفهء دولت و دستگاه امنيتي حاکميت تصور ‏شود همانطور که نمي بايست خطر حملات را فقط معطوف به حاکميت دانست. آنچه هدف تروريست ها مي باشد ايران ‏است و عظمت تاريخي و اهميت خاصش در منطقه. ‏

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »

دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>